مجله خبری هاست ایران » کسب و کار » طراحان عزیز، باید مبارزه را شروع کنید
کسب و کار مدیریت و برنامه ریزی

طراحان عزیز، باید مبارزه را شروع کنید

مبارزه کردن در محل کار

مهارت و استعداد و تمرین از ارکان اصلی تبدیل‌شدن به یک طراح درجه‌یک هستند، اما کافی نیستند. شما باید بتوانید با همکاران یا کارفرمایانی که با دادن دستورها و ایده‌های نامناسب، کیفیت کار شمارا پایین می‌آورند به نحوی برخورد کنید که نه‌تنها از تخریب کار جلوگیری کنید، بلکه حمایت آن‌ها را هم جلب کنید. باید نحوه صحیح مبارزه با این رویکردها را بیاموزید تا موفق شوید.

یکی از بدترین قسمت‌های کار یک طراح این است که مجبور به ساخت کاری شوید که سطح پایینی دارد. کاری که از همان ابتدا محکوم‌به شکست است. طراحان همواره با این موضوع روبرو هستند.

این مورد فقط به طراحان مربوط نمی‌شود، بلکه این افراد گروه هستند که با بی‌ارزش کردن کار طراحان اثری مخرب روی آن می‌گذارند. آن‌ها کار طراح را بی‌ارزش می‌کنند چون آن را درک نمی‌کنند.

اگر طراح هستید، مشکل بزرگی دارید

از طراحان انتظار می‌رود که یک طراح معجزه‌گر تمام‌عیار باشند. طراحی که بتواند طراحی‌های برتر با ظاهر بی‌نظیر و عملکردی فوق‌العاده خلق می‌کند. البته هیچ‌کس این را به زبان نمی‌آورد. اما از شما انتظار دارد که به‌محض ارائه درخواست و با دریافت کمترین اطلاعات از دیگران، یک طرح عالی ارائه کنید.

این‌یک تله است!

اگر آن‌قدر توانایی داشته باشید که یک‌بار یک طراحی عالی ارائه کنید، خواهید دید که از شما انتظار می‌رود همیشه همین‌طور عمل کنید. هر بار که از شما بخواهند باید همین‌طور عمل کنید. اگر نتوانید با انواع و اقسام جریمه روبرو خواهید شد (که معمولاً انواع مختلفی مانند حس گناه، شرمساری، انتقاد یا تحقیر است).

اما اگر نتوانید برای درخواست کارفرما، یک طراحی برتر ایجاد کنید چه می شود؟

در این صورت به شخصی منفور تبدیل می‌شوید، یک طراح که فقط حرف می‌زند و وقتی کار به مرحله عمل می‌رسد کاری از او برنمی‌آید. بسته به اینکه در چه شرکتی مشغول کار باشید، این موضوع می‌تواند به همدردی از سوی همکاران، دریافت کاری که هیچ خواهانی ندارد، تنزل مقام یا حتی از دست دادن کارتان منجر شود. این عادلانه نیست اما بخشی از کار است که هیچ‌کس درباره آن صبحت نمی‌کند.

یک فرآیند طراحی ناکارآمد باعث شکست شما خواهد شد

 اگر طراح حرفه‌ای باشید، با این روند کار آشنا هستید:

  1. شما و رئیستان (یا مدیر، مسئول اجرایی، کارفرما یا غیره) با امید فراوان کار را شروع می‌کنید.
  2. زحمت فراوانی برای این پروژه می‌کشید و نهایت سعی خود را می‌کنید تا کاری زیبا و البته کارآمد ارائه کنید.
  3. رئیس برخوردی مشوق یا بی‌تفاوت دارد.
  4. به‌طور مداوم از شما می‌خواهد تغییراتی در کار اعمال کنید و آن را ویرایش کنید.
  5. محصول نهایی، یک طرح درهم‌ریخته خواهد بود که نازیبا و نامنظم است و کار با آن‌هم سخت است.
  6. شما می‌مانید و انبوهی از خستگی، ناامیدی و سردرگمی.

نتیجه چیست؟

همواره از طراحان مختلف می‌شنویم که از کارشان متنفر هستند. در اصل، این طراحان از ایجاد و ساختن چیزهایی لذت می‌بردند که به نظر دیگران زیبا و کارآمد بوده است. اما اکنون داستانی وحشتناک از رئیس یا مشتریان خود منتشر می‌کنند.

بعد از گذشت چند سال، شغلشان به چیز دیگری تبدیل‌شده است. چیزی که آن را نمی‌خواستند. آیا می‌خواهید با شما همانند همان طراح عالی که هستید رفتار شود؟

راه‌حل ساده‌ای وجود دارد.

مبارزه کردن را در محل کار خود شروع کنید تا به طراح بهتری تبدیل شوید

شاید بگویید این کار بیهوده‌ای است و شروع مبارزه اصلاً سودی ندارد. فقط راهی عالی برای از دست دادن دوستان و از بین بردن افراد است.

همه این‌ها صحیح است.

پس چرا پیشنهاد می‌کنیم که باید مبارزه کردن در محل کار را شروع کنید؟ باور کنید یا نه، راه‌های مبارزه مسالمت‌آمیز با دیگران هم وجود دارد. می‌توانید مبارزه با رئیس یا همکارانتان را به شکلی شروع و به سرانجام برسانید که درنهایت حمایت آن‌ها را به دست آورید.

دلیل اهمیت این کار این است که: هر طراح خوبی که حتی کوچک‌ترین علاقه‌ای به کارش داشته باشید، هزاران سال از همکاران بی خلاقیت خود جلوتر است. اگر کار خود را به‌درستی انجام می‌دهید، با تغییرات روز در صنعت‌کار خود همگام هستید، مطالعه می‌کنید (مانند همین مقاله)، ویدیوهای مرتبط باکار را تماشا می‌کنید، مهارت‌های جدیدی را تمرین می‌کنید و غیره. نهایت سعی خود را برای رشد بیشتر انجام می‌دهید. اما همکاران شما این کار را نمی‌کنند. آن‌ها فقط روی محدوده تخصصی خودشان متمرکزشده‌اند. به این معنی است که حتی اگر علاقه‌ای هم به طراحی داشته باشند، خیلی از شما عقب‌تر هستند.

تمرکز، کلید موفقیت در مبارزه است

تمرکز، کلید موفقیت در مبارزه است

وقتی مردم کلمه «مبارزه» را می‌شنوند، ذهنشان به سمت موضوعات تاریک می‌رود. موضوعات ترسناک، انتقام‌جویانه و خشن. اما منظور ما این نیست.

هدف ما شروع کردن مبارزه‌ای نیست که بخواهیم به‌طرف مقابلمان آسیب وارد کنیم. اگر انتهای مبارزه شما به‌تحقیر، آسیب رساندن و یا سوءاستفاده از طرف دعوایتان منجر شود، آن را به‌درستی انجام نداده‌اید. همچنین نشان‌دهنده این است که یا ۱) طرف شما متوجه انگیزه‌تان نشده است چون نتوانستید آن را شفاف بیان کنید و یا ۲) در رویکرد خود واقعاً مخرب، آسیب‌رسان و یا سوءاستفاده گر بوده‌اید.

هدف از شروع یک مبارزه، تغییر است. این شمایید که حرفه‌ای هستید، اما مدیر یا مشتری‌تان این‌طور نیست. این یعنی در ۹ مورد از هر ۱۰ مورد این شمایید که ازآنچه برای پیشرفت پروژه مفید است آگاهی دارید.

پس چطور می‌توان از آسیب دیدن طرف مبارزه جلوگیری کرد؟ خیلی ساده است. باید محور تمرکزتان را جابجا کنید.

از محافظت خود دست‌ بردارید تا بتوانید برنده مبارزه باشید

 یک مبارزه خودخواهانه (مانند مبارزه‌ای که به دلیل به دست نیاوردن چیزی که می‌خواهید عصبانی باشید) یک خودکشی حرفه‌ای محسوب می‌شود. این سریع‌ترین راه برای از دست دادن شغلتان است.

باید تمرکزتان را از محافظت از خودتان برداشته و به حفاظت از حریفتان توجه کنید. برای خودتان نجنگید، برای آن‌ها بجنگید. در این مورد ممکن است طرفتان رئیس، مدیر یا مشتری شما باشد. به‌عبارت‌دیگر، هرکسی که درباره طراحی تصمیم‌گیرنده باشد و به نتایج منفی منجر شود.

اما هدف شما چیست؟ شما باید کاری کنید که حریفتان بهای جدی که به خاطر تصمیمات بدش باید بپردازد را درک کند. البته این‌یک مشکل است. چراکه باید اخبار بد را به شکلی که آن‌ها را نرنجاند، آسیب نرساند یا تحقیر نکند به آن‌ها بگویید. اگر شما هم شبیه اکثر کارمندان امروزی باشید، به‌طورقطع آخرین کاری است که بخواهید انجام دهید.

اما اگر برداشت نادرستی کنند چه می‌شود؟ اگر شغلتان را از دست بدهید و به نحوی برای شما بد تمام شود چه‌کار باید کرد؟ چطور باید به کسی که قدرت بیشتری از شما دارد بگویید که اشتباه بزرگی در طراحی مرتکب می‌شوند؟ اینکه این کارشان به کسب‌وکارشان و احتمالاً حرفه شما لطمه خواهد زد؟

از سؤال استفاده می‌کنید

«Clayton Christensen» از پروفسورهای مدرسه کسب‌وکار هاروارد و نویسنده کتاب «زندگی خود را چگونه اندازه می‌گیرید»، بهترین پاسخ را دارد:

سؤال‌ها، بخشی از ذهن شما هستند که جواب‌ها هم در همان‌جا قرار می‌گیرند. اگر سؤال را نپرسیده‌اید، پاسخ آن را نیز جایی در ذهنتان نخواهد داشت. بلکه فقط به ذهنتان برخورد کرده و کمانه می‌کند. باید سؤالی را که می‌خواهید بدانید، بپرسید تا جایی هم برای پاسخ آن در ذهنتان باز شود.

به‌طرف خود می‌گویید که اشتباه می‌کند، با آن‌ها مشاجره می‌کنید، رفتاری گاهی منفعل و گاه تهاجمی دارید، این رفتارها باعث بیشتر شدن مقاومت می‌شود. حتماً شما هم خودتان متوجه این موضوع شده‌اید. درست است؟ اما چرا این اتفاق می‌افتد.

مقاومت واکنشی

مقاومت واکنشی، درواقع واکنشی است که افراد به فشار یا تهدید نشان می‌دهند. وقتی افراد حس می‌کنند که انتخاب‌هایشان از آن‌ها گرفته می‌شود، بیشتر سخت می‌گیرند. مقاومت می‌کنند. حتی اگر هم در ظاهر با روش شما موافقت کنند، در باطن با شما مخالف هستند.

راه بهتری برای شروع یک مبارزه

سؤال‌ها باعث ایجاد فضایی در ذهن طرفتان می‌شود که آن‌ها را با پاسخ‌های خودشان پر می‌کنند. اگر به‌درستی از آن‌ها استفاده کنید، طرفتان را وادار می‌کند که بر اساس دلایل خودشان از دیدگاه شما حمایت کنند.

تا وقتی‌که تمرکز خود را روی آن‌ها حفظ کنید، قادر خواهید بود از این استراتژی به شکل مؤثر استفاده کنید. کافی است رویکردی خودخواهانه را پیش بگیرید تا ببینید که حریفتان بلافاصله تغییر رویه داده و مخالف می‌کند.

موضوعاتی که روی خودتان تمرکز دارد:

  • می‌خواهم حقوقم افزایش پیدا کند.
  • می‌خواهم سمتم ارتقا یابد.
  • به نظرم این بهتر است/بهتر کار می‌کند.
  • بجای آن می‌خواهم از این استفاده کنم.

اما اگر ابتدا روی حریفتان تمرکز کنید می‌توانید در خصوص همین موضوعات یا هر موضوع دیگری به نتیجه‌ای که می‌خواهید برسید. باید به این شکل عمل کنید.

مبارزه اول: رئیستان از شما انتظار دارد که در مدت ۸ هفته یک طراحی مجدد را به اتمام برسانید

رئیستان با چند تغییر و ویرایش برمی‌گردد و زمان تحویل پروژه را ۱۲ هفته دیگر اضافه می‌کند. اکثر طراحان از این موضوع مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند، شب‌های زیادی سرکار می‌مانند تا بتوانند به بهترین شکل کارها را انجام دهند. اما بازهم اکثرشان موفق نمی‌شوند.

چطور مبارزه کنید:

سلام، متوجه شدم که چند تغییر دیگر در طراحی به لیست اضافه کرده‌اید. همین دو مورد تغییر به‌تنهایی ۴ هفته به زمان پروژه اضافه می‌کند. آیا هنوز تمایل دارید این تغییرات را در لیست نگه‌داریم یا آن‌ها را برای نسخه دوم نگه‌داریم تا بتوانیم کارها را زودتر تحویل دهیم؟


مقاله مرتبط: برنامه خود را مدیریت کنید، مثل یک رئیس!


اکنون مدیرتان مجبور می‌شود اولویت‌بندی کند. چه چیزی را بیشتر می‌خواهد؟ اینکه یک پروژه به‌موقع تحویل داده شود یا فهرستی از تغییرات کامل شده داشته باشد؟ بدون اینکه چیزی بگویید به او نشان داده‌اید که:

  • شما مایل به همکاری هستید اما تغییر عقیده، بهایی هم با خود به همراه دارد.
  • برای مشکلی که ایجاد کرده‌اند به دنبال راه‌حلی بگردند.
  • در کارتان فردی حرفه‌ای و قابل‌اعتماد هستید که اخبار بد را با رعایت احترام به او انتقال می‌دهید.

مبارزه دوم: رئیستان می‌گوید: «این طراحی‌ها مرا به وجد نمی‌آورد»

افرادی که طراح نیستند این عادت آزاردهنده را دارند. آن‌ها انتظار دارند هر کاری که طراحشان انجام می‌دهد آن‌ها را به «وجد» بیاورد و از خود بیخود کند. اما همان‌طور که می‌دانید این مبارزه‌ای محکوم‌به شکست است. در اکثر موارد این افراد که چیزی از طراحی نمی‌دانند، نمی‌توانند توضیح دهند که دقیقاً چه چیزی درست نیست، اینکه چه می‌خواهند و یا انتظار چه چیزی را دارند.


مقاله مرتبط: رهبران خلاق با طراحان چگونه برخورد می کنند؟


شمارا مجبور می‌کنند که روی چرخه بی‌انتهای انتظار آن‌ها بدوید. اینکه هر چه می‌توانید انجام دهید تا فردی را که نمی‌داند چه می‌خواهد را راضی کنید، فردی که می‌گوید «آنچه می‌خواهد را باید به چشم ببیند تا بگوید».

چطور مبارزه کنید:

سلام، متأسفم که انتظارت برآورده نشد. آیا هیچ برند یا نمونه دیگری هست که بتوانیم برای ایده گرفتن و ساختن آنچه می‌خواهید از آن استفاده کنیم؟ این کار می‌تواند برای اصلاح جزئیات طراحی بخصوصی که مطابق نظر شما نیست خیلی کمک کند.

این پاسخ به شکل فریبنده‌ای ساده و عاری از هر نوع تهدید است. همچنین مسئولیت ارتباط مجدد را بر عهده شخصی مسئول یعنی طرفتان می‌اندازد. وقتی‌که یک نمونه به شما می‌دهند، شما هم خصوصیات را می‌خواهید. از چه چیز آن خوشت می‌آید؟ چه چیزی را نمی‌پسندی؟ می‌خواهی از کدام جزئیات طراحی برای الهام بخشی در طراحی خود استفاده کنی؟

گرفتن خصوصیات و ویژگی‌ها، ضروری است

این خصوصیات، حریف شمارا به انتظاراتش گره می‌زند. اگر کاری که می‌خواهند را انجام دهید، چه خوب باشد و چه بد، مسئولیتش با آن‌هاست. آن‌ها این خصوصیات را خواستند پس در صورت شکست، سهمی از آن خواهند داشت.

مبارزه سوم: رئیستان کاری واجب به شما می‌سپارد و سپس کارهای بیشتر دیگری هم بر دوشتان می‌گذارد

رؤسای ما و همکارانمان همیشه درخواست‌های مختلفی دارند. خواسته‌هایشان در گاهی موارد بی‌دلیل و غیرمنطقی است.

به‌عنوان طراح انتظار دارند که فقط «کار را انجام دهیم». اما وقتی حجم کارتان هرروز بیشتر و بیشتر شود، درخواست انجام کار جدید غیرمنطقی است. موضوع ساده است، ساعات کافی در یک روز وجود ندارد که بتوانید یک‌روند کاری بی‌انتها را به سرانجام برسانید. اما نکته اینجاست، هیچ‌کس نمی‌خواهد نه بشنود، پس شما «بله» می‌گویید، اما با چند شرط.

  • شما از من خواسته بودید که کار X را انجام دهم. آیا می‌خواهید بجای آن روی Y تمرکز کنم؟
  • اگر X، Y و Z را داشته باشم می‌توانم آن را انجام دهم. برای گرفتن آن‌ها با چه کسی باید صحبت کنم؟
  • بگذارید بررسی کنم کار X باعث می‌شود که این کار عملی نباشد، اما مایلم سعی خودم را بکنم. شما موافق هستید؟
  • آیا می‌توانید X روز به من زمان دهید تا ببینم آیا انجام دادنش ممکن است و چطور باید این کار را کرد؟

نکته مثبت درباره این نوع پاسخ‌ها این است که آن‌ها درواقع پاسخ‌های منفی هستند. این سؤالات بلافاصله به‌طرف نشان می‌دهند که خواسته‌شان غیرممکن یا غیرمنطقی است. اما نکته مهم‌تر این است که با پس گرفتن خواسته‌شان، وجهه خود را حفظ می‌کنند.

اگر لازم باشد «نه» بگویید چطور؟

در اینجا چند روش برای رد درخواست رئیس یا همکارتان به‌صورت محترمانه می‌گوییم:

  1. به تعویق انداختن: الان بشدت مشغول کار روی پروژه X هستم. می‌توانی بعداً در هفته آینده بهم بگویی؟
  2. به تأخیر انداختن: مشکلی ندارد اگر آن را بعد از اتمام X انجام دهم؟ چون مهلت پروژه X امروز است و نمی‌خواهم آن را دیر تحویل دهم.
  3. معرفی کردن: وقتی صحبت از طراحی گوشه‌دار می‌شود، من تقریباً گنگ می‌شوم. اما آقای X استاد طراحی گوشه‌دار است،  اگر امکانش هست او مسئول اجرای این پروژه باشد.
  4. پل زدن: راستش جان و ریک در حال کار روی جابجایی پایگاه اطلاعات هستند. لازم است با آن‌ها صحبت کنم؟
  5. حفظ روابط: اگر این کار را انجام دهم، جان را مأیوس می‌کنم. او برای انجام پروژه‌اش به کمک من احتیاج دارد.

مبارزه چهارم: این طراحی‌ها افتضاح هستند، از تو انتظار بیشتری داشتم

رئیس، همکار یا کارفرمایتان از کارتان راضی نیست. آن‌ها مشکل را شخصی کرده و کاملاً روشن است که آنچه می‌خواستند را به دست نیاورده‌اند. در اینجا شاید احساس حقارت، آزار و حتی عصبانیت داشته باشید. او فقط یک همکار ناراحت نیست، بلکه کسی است که تصمیم گرفته است سپردن این کار به شما ایده خوبی بوده است.


مقاله مرتبط: چگونه خلاقیت خود را تقویت کنیم؟


در این مورد چیزهای دیگری هم علاوه بر طراحی شما وجود دارد. شما باید در برابر میل به منفعل شدن یا انصراف دادن مقاومت کنید. به یک برنامه منسجم احتیاج دارید تا از قرارگیری در وضعیت بحرانی دوری‌کنید و روی مشکل اصلی، یعنی ناخشنودی آن‌ها تمرکز کنید.

چطور مبارزه کنید:

من واقعاً از اینکه از طراحی خوشتان نیامده متأسفم. دقیقاً چه‌کاری می‌توانم انجام دهم تا به‌سرعت آن را اصلاح کنم؟ می‌خواهم هر بخشی از طراحی که مشکل دارد را بلافاصله اصلاح کنم تا به آنچه می‌خواهید برسید.

شاید در ظاهر، جواب خوبی نباشد. شاید به نظر برسد که مثل یک درب رفتار می‌کنید که راه را برای سوءاستفاده‌های بیشتر بازکرده‌اید و نقشه خوبی نیست.

اما آیا واقعاً این‌طور است؟

درواقع این پاسخی عالی است چون هم‌زمان چند کار را انجام می‌دهد:

اول، شخصیت خوبی که دارید را به طرفتان و دیگران نشان می‌دهد. شما با این کار توهین او را کنار گذاشته و به اصل مشکل پرداخته‌اید. همه افراد و ازجمله حریفتان متوجه خواهند شد.

دوم، شکایت آن‌ها را بروز می‌دهد. اگر شکایت منصفانه‌ای داشته باشند به‌راحتی می‌توانند آن را بازگو کنند (یک شکایت برحق می‌تواند راهنمای شما در اصلاح مشکل باشد). اگر شکایتشان بی‌اساس باشد، تا حد ممکن سعی می‌کنند از دادن پاسخی صریح به شما اجتناب کنند. اینجا هم همه متوجه موضوع خواهند شد.

سوم، اگر پاسخشان بازهم روشن و شفاف نبود، اینجا شما دست پیش می‌گیرید. تنها کافی با جمله‌ای ساده مثل «می‌شود شفاف‌تر بگویید؟» به مقصود اصلی خود برسید.

توصیه خوبی برای طراحی بخصوص به نظر نمی‌رسد

اما واقعاً هست.

توانایی شما در ایجاد طراحی‌های زیبا و کاربردی، بیش از هر چیز به همکاران قدرتمند شما بستگی دارد. مدیر یا کارفرمای شما تأثیر بسزایی در زیبایی و کیفیت کار شما دارد.

اگر از خود دفاع نکنید، افرادی که طراح نیستند شمارا سردرگم می‌کنند. ازآنجاکه این افراد، طی کردن مسیر تبدیل‌شدن به یک طراح حرفه ایی که می‌خواهید بشوید را برایتان دشوار می‌کنند، کیفیت کار شما پایین می‌آید. اما شما می‌توانید کنترل  کار خود را هدفمند به دست بگیرید. به شرطی که برایش بجنگید.

طراحانی که از جنگیدن پرهیز کنند دچار مشکل بزرگی می‌شوند

فرض کنید که مجبور به اجرای طراحی‌های بد و باکیفیت پایین بشوید. طراحی‌های ضعیفی که می‌دانید محکوم‌به شکست هستند. طراحان هرروزه با چنین مشکلاتی درگیر هستند.

این باعث از بین رفتن علاقه‌شان به کار می‌شود، و به‌مرور آن چیزی که عاشقش بودند را به چیزی تبدیل می‌کند که از آن نفرت دارند.

لزومی ندارد این اتفاق برای شما هم رخ دهد.

بله، طراحان عالی استثنا هستند. آن‌ها فوق‌العاده‌اند، بسیار ماهر و دانا هستند. آن‌ها تمرین و کار سختی که برای رشد لازم است را صرف کرده‌اند. اما دلیل دیگر موفقیتشان این بوده که نحوه مبارزه را هم یاد گرفته‌اند. آیا می‌خواهید به همان طراحی عالی که دوست دارید تبدیل شوید؟

نحوه جنگیدن را بیاموزید!

وقتی همکاران کار شمارا بی‌ارزش می‌کنند، وقتی از شما می‌خواهند چیز ضعیفی بسازید، با آن‌ها بجنگید. از سؤالات مناسب استفاده کنید تا آنچه برای تبدیل‌شدن به یک طراح عالی لازم دارید را به دست آورید.

افزودن دیدگاه

کلیک برای ثبت دیدگاه