مجله خبری هاست ایران » کسب و کار » بهترین روش‌های ساخت حداقل محصول پذیرفتنی
  • mag-telegram.jpg
  • landing96-300-420.jpg
کسب و کار مدیریت و برنامه ریزی

بهترین روش‌های ساخت حداقل محصول پذیرفتنی

بهترین روش ساخت حداقل محصول پذیرفتنی

اکثر محصول‌ها به‌عنوان پاسخی به یک نیاز ساخته می‌شوند. مثلاً چیزی باعث زحمت و کند شدن کار افراد می‌شود یا موقعیت خاصی کیفیت زندگی را پایین می‌آورد؛ راه‌حل مسئله هم یا وجود ندارد یا به‌قدر کافی کارساز نیست. به همین خاطر، آدم‌های خلاق به دنبال راهی جدید می‌گردند و در نهایت، مسئله را با روشی جدید یا بهتر حل می‌کنند.

تمام تیم‌های توسعه‌ی محصول، کارشان را از مشکل موجود شروع می‌کنند؛ اما بسیاری از آن‌ها به‌قدری در راه‌حل ابداعی‌شان غرق می‌شوند که در طول فرآیند ساخت محصول، مشکل اولیه را به‌کلی از یاد می‌برند.

آن‌ها ایده‌های جدیدی برای اضافه کردن به محصول و کاربردی کردن آن پیدا می‌کنند؛ ایده‌هایی که به نظر خودشان بسیار جذاب‌اند؛ و در پایان کار محصولی تولید می‌شود که بر اساس تصور تیم توسعه، مشتری خواهان آن است.

اما نتیجه‌ی این فرآیند درواقع محصولی است که باوجود برطرف کردن نیازی که در ابتدای کار در نظر گرفته‌شده بود، برای جامعه‌ی هدف چندان هم جذاب نیست. این یعنی تیم توسعه‌ی محصول، ویژگی‌های اشتباه را نگه‌داشته و ویژگی‌های درست و ضروری را کنار گذاشته است.

جایی که تیم‌های توسعه‌ی محصول از مسیر منحرف می‌شوند

مدل سنتی ساخت حداقل محصول پذیرفتنی سه مرحله دارد: بساز، اندازه‌گیری کن، یاد بگیر. در مرحله‌ی اول، شما یک محصول اولیه را با سرعت زیاد و بر اساس حدسیات خودتان روانه‌ی بازار می‌کنید. بعد، اطلاعات جمع می‌کنید و نحوه‌ی عملکرد محصولتان را اندازه‌گیری می‌کنید؛ و در مرحله‌ی آخر، از اطلاعات به‌دست‌آمده یاد می‌گیرید و ضمن بازگشت به ابتدای چرخه، آنچه یاد گرفته‌اید را روی محصول پیاده می‌کنید.


مقاله مرتبط: MVP یا حداقل محصول پذیرفتنی چیست و چرا استفاده از آن ضروری است؟


مسئله اینجاست که اندازه‌گیری عملکرد محصول، تمام اطلاعاتی که برای بهبود مؤثر آن نیاز است را در اختیار شما نمی‌گذارد. مثلاً اگر با یک حداقل محصول پذیرفتنی آغاز کرده باشید که با نیاز بازار مطابقت ندارد، به نتیجه‌ی خاصی نمی‌رسید. اندازه‌گیری عملکرد به شما می‌گوید که چه بخش‌هایی از محصول کار نمی‌کنند اما این سؤال که چرا کار نمی‌کنند را بی‌پاسخ باقی می‌گذارد.

روی مشکل تمرکز کنید تا بتوانید یک راه‌حل ایده‌آل پیدا کنید

تیم‌های توسعه‌ی محصول می‌توانند با نگه‌داشتن تمرکزشان روی مشکل، از بروز این وضعیت جلوگیری کنند. در تمامی مراحل و حتی قبل از این‌که توسعه‌ی محصول واقعاً آغاز شود تا می‌توانید روی مشکل موردنظرتان کار کنید.

این مشکل چه نتایجی به بار می‌آورد؟ کدام مشکلات فرعی به دلیل مشکل اصلی موردنظرتان به وجود می‌آیند؟ چه عواملی روی راه‌حل‌های احتمالی تأثیر می‌گذارند؟

بهترین راه برای شناخت کامل مشکل، صحبت کردن باکسانی است که مرتباً با آن مواجه می‌شوند. باکسانی که عضو جامعه‌ی هدفتان هستند، صحبت کنید.

هرچه قدر که می‌توانید، مشکل را از دید آن‌ها بررسی کنید:

  • افرادی که عضو بازار هدف هستند، مشکل را چه‌طور توصیف می‌کنند؟
  • چه چیزی درمورد مشکل، آن‌ها را بیش‌تر اذیت می‌کند؟
  • پیش از این چه راه‌حل‌هایی را امتحان کرده‌اند؟
  • چه ویژگی‌هایی باید در راه‌حل وجود داشته باشند و زندگی بدون آن‌ها برایشان ممکن نیست؟
  • چه ویژگی‌هایی اهمیت چندانی برای آن‌ها ندارند؟

با صحبت کردن و پرسیدن این سؤالات از اعضای جامعه‌ی هدف، می‌توانید اطلاعاتی کیفی به دست بیاورید که از طریق اندازه‌گیری‌های کمّی قابل دست‌یابی نیست.

درواقع شما به دنبال ظرایفی هستید که محصول را جذاب می‌کنند؛ این‌که اعضای جامعه‌ی هدف چه حسی دارند و چه چیزهایی را مهم‌تر می‌دانند.

یک مدل جدید برای ساخت حداقل محصول پذیرفتنی

یک مدل جدید برای ساخت حداقل محصول پذیرفتنی

بدون ساختن پایه‌های اصلی (شناختن کامل مشکل)، اندازه‌گیری عملکرد و پیاده کردن نتایج نمی‌توانند به ساخته‌شدن یک محصول موفق منجر شوند. بهتر است مدل سنتی ساخت حداقل محصول پذیرفتنی را به این شکل تغییر دهیم:

صحبت با مشتری – ساخت محصول – اندازه‌گیری – صحبت با مشتری – یادگیری

صحبت با مشتری و پرسیدن سؤالات اساسی در آغاز کار -برای ساخت محصول اولیه‌ای که بعداً بتواند به موفقیت برسد- و بعد از عرضه شدن حداقل محصول پذیرفتنی -برای این‌که بدانید کدام ویژگی‌ها را و چگونه باید تغییر دهید- لازم است.

داده‌های پس از شکست

در جریان ارزیابی مسیر طی شده توسط ۱۰۰ استارت‌آپ بعد از شکست خوردن و مرگ محصولشان، شرکت CB Insight به این نتیجه رسید که دلیل اصلی شکست استارت‌آپ‌ها (در ۴۲ درصد مواقع) «نبود نیاز در بازار» است.


مقاله مرتبط: ١٠ گام برای راه‌اندازی استارت آپ


تقریباً نصف استارت‌آپ‌های بررسی‌شده قبل از این‌که نیاز بازار را درک کنند یا با اعضای جامعه‌ی هدف حرف بزنند، اقدام به ساخت محصول و عرضه‌ی آن کرده بودند. تنها دلایل شکست که در آمار به این مورد نزدیک بودند، تمام شدن وجه نقد (دلیل ۲۹ درصد از شکست‌ها) و نداشتن تیم مناسب (دلیل ۲۳ از شکست‌ها) بودند.

وقتی از بنیان‌گذاران این استارت‌آپ‌ها پرسیده شد که فکر می‌کنند اشتباهشان کجا بوده، اکثر آن‌ها پاسخ دادند که تمرکزشان روی حل کردن نسخه‌ی جالب‌تری از مشکل (در ذهنشان) بوده و عملاً واقعیت مشکل را کنار گذاشته بودند.

اعضای تیم یکی از این استارت‌آپ‌ها (به نام patient communicator) می‌گویند «به این نتیجه رسیدیم که مشتری نداریم چون هیچ‌کس مدل پیشنهادی ما را دوست ندارد. دکترها بیماران بیش‌تر می‌خواهند؛ نه مطبی منظم‌تر.»

تنها راه موجود برای فهمیدن این‌که مشتری چه می‌خواهد، صحبت کردن با او است.

منبع startups.com
ابزار بهینه سازی وب هاست ایران

افزودن دیدگاه

کلیک برای ثبت دیدگاه